|
||
|
|||||||
به راحتی و با کمترین زمان یکی از اعضای انجمن تخصصی کامپیوتر باشید !
|
| آخرین ارسال های انجمن |
|
| از دوستانی که توانایی و تمایل به مدیریت در بخش های مختلف این سایت را دارند دعوت میشود تا با ای دی Artoure1990 تماس بگیرند و یا به صورت پیغام خصوصی مدیریت (Administrator) را در جریان بگذارند. با تشکر |
![]() |
|
|
ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع | نحوه نمایش |
|
|
#1 |
|
در این تاپیک آرشیو کتابهای علیرضا ذیحق به صورت pdf قرار می گیرد .
![]() عليرضا ذيحق ( متولد 1338 ه.ش - خوي)از نويسندگان معاصري است كه مجموعه آثار وي در زمينه هاي ادبيات داستانی از ويژگیهاي خاصي برخوردار است . ....
__________________
"هرگز چشمانت را براي کسي که معني نگاهت را نمي فهمد گريان نکن " ![]() |
|
|
|
|
|
|
#2 |
|
فردین، قهرمانی در مسیر سینما
منبع:کتابناک پژوهشی در زندگی و آثار محمد علی فردین کاری از: علیرضا ذیحق
__________________
"هرگز چشمانت را براي کسي که معني نگاهت را نمي فهمد گريان نکن " ![]() ویرایش توسط Laleh : 11-17-2009 در ساعت 06:10 PM |
|
|
|
|
|
|
#3 |
|
فغفور شاه و پری
داستان عامیانه آذربایجان از کتاب «حماسه و محبت در ادبیات شفاهی آذربایجان»
__________________
"هرگز چشمانت را براي کسي که معني نگاهت را نمي فهمد گريان نکن " ![]() |
|
|
|
|
|
|
#4 |
|
قهرمانان میمیرند
داستان کوتاه علیرضا ذیحق ، قصه نويسي است كه در آثارش ، حكايت ِنافرجام بودنها موج مي خورد و در آن نوعي بهت و حيرت است . بهت و حيرتي دور كه از تاريخ نشأت مي گيرد . او در مصاحبه اي مي گويد: "...در قصه هاي من نوعي نوستالژي به چشم مي خورد كه از كودكي ام و آواز هاي سرزمين ام وام گرفته شده و دردهايي به سنگيني ساليان حتي هزاران در آن خفته است. "
__________________
"هرگز چشمانت را براي کسي که معني نگاهت را نمي فهمد گريان نکن " ![]() |
|
|
|
|
|
|
#5 |
|
رمان " قوچ پولاد " به زبان ترکی آذری
علیرضا ذیحق نویسنده ی رمان های معروفی چون " اعلان عشق در باکو " ،" عروس نخجوان " ، " شبهای استانبول " ، " زنی به نام آتش " ، " برفهای لگد کوب شده " آثاری را نیز به زبان ترکی آذری نوشته که داستان بلند " قوچ پولاد " یکی از آنهاست
__________________
"هرگز چشمانت را براي کسي که معني نگاهت را نمي فهمد گريان نکن " ![]() |
|
|
|
|
|
|
#6 |
|
قاچاق نبی
حماسه و محبت در ادبیات شفاهی آذربایجان داستان کوتاه
__________________
"هرگز چشمانت را براي کسي که معني نگاهت را نمي فهمد گريان نکن " ![]() |
|
|
|
|
|
|
#7 |
|
قباله های منگوله دار
داستان کوتاه
__________________
"هرگز چشمانت را براي کسي که معني نگاهت را نمي فهمد گريان نکن " ![]() |
|
|
|
|
|
|
#8 |
|
لیلی و مجنون
استان عاميانه آذربایجان از مجموعه "حماسه و محبت در ادبیات شفاهی آذربایجان"
__________________
"هرگز چشمانت را براي کسي که معني نگاهت را نمي فهمد گريان نکن " ![]() |
|
|
|
|
|
|
#9 |
|
ملخ روی قالی
داستان کوتاه
__________________
"هرگز چشمانت را براي کسي که معني نگاهت را نمي فهمد گريان نکن " ![]() |
|
|
|
|
|
|
#10 |
|
میرمحمود و سارا
داستان عامیانه ی آذربایجان بخشی از قصه : "به شما بگویم از قصبه ی " وَرزَقان " در قره داغ ِ آذربایجان و سیّدی دیندار به نام ِ" میرغفار" . او همه ساله به مکه می رفت و از دارِ دنیا یک پسر داشت و اسم اش میرمحمود . دریکی از سالها دید که پیری رُس اش را کشیده و وقت اش است که میر محمود ، در سفر پخته گردد و با سرد و گرم روزگار بستیزد .پسرش را راهی مکه کرد و اما سفارش نمودکه سر راه اش در شهر نجف، به بارگاه مولا علی رفته ..."
__________________
"هرگز چشمانت را براي کسي که معني نگاهت را نمي فهمد گريان نکن " ![]() |
|
|
|
|
![]() |
| برچسب ها |
| ebook, کتابهای, آرشیو, ذیحق, علیرضا |
| کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان) | |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | |
|
|